زندگینامه دکتر میرعلی اکبر نوگل سادات

دکتر نوگل سادات در سال 1324 در تهران به دنیا آمد. ایشان همزمان با اتمام دوره کارشناسی زمین شناسی در سال 1348 از دانشگاه تهران یک دوره کارآموزی در زمینه "روش های تهیه نقشه های زمین شناسی و اکتشافات معدنی" در معادن جیوه ترکیه تجربه کردند. سپس با گذراندن کارشناسی ارشد زمین شناسی  در دانشگاه تهران (1352) برای ادامه تحصیل به کشور فرانسه عزیمت نمودند. استاد با سخت کوشی فراوان موفق به کسب مدارج کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی در زمین شناسی کاربردی از دانشگاه Fourier (گرونوبل فرانسه) در سال های 1356 و 1357 گردید.

مطابق رزومه کاری ایشان در طی دوران تحصیل (از سال 1350) تا آذر سال 1374 در سازمان زمین شناسی کشور اشتغال داشتند و معاونت زمین شناسی این سازمان در بین سال های 1361 تا 1364 بر عهده ایشان بود. آقای دکتر در طی سالهای اشتغال در سازمان زمین شناسی، نیز در فعالیت های مختلف علمی- پژوهشی مشارکت داشند. از جمله این فعالیت های علمی می توان به مشاور فنی وزارت معادن فلزات (1365-1366)، قائم مقام و عضو هیئت تحریریه طرح تدوین کتاب زمین شناسی ایران (1369 تا 1375)، مدیرفنی و ناظر پروژه زمین شناسی خرد قاره ایران مرکزی (1373-1374)، پژوهش در زمینه تکتونیک تجربی و تکتونیک آلپ فرانسه در گرونوبل فرانسه (1975 تا 1978) اشاره کرد.

همزمان با فعالیت های یاد شده بین سال های 1352 تا 1378، آقای دکتر در دانشگاه ها و موسسات مختلف حضور فعالی داشتند و تجربیات خود را در قالب مجموعه دروس مربوط به تکتونیک در اختیار دانشجویان مقاطع مختلف از کارشناسی تا دکتری قرار می دادند. تدریس و سرپرستی در گروه های زمین شناسی دانشگاه­های تهران، تربیت مدرس، شهید بهشتی، تبریز، مشهد در کنار راهنمایی و مشاوره بیش از 35 پایان نامه کارشناسی ارشد و 6 پایان نامه دکتری از جمله فعالیت های دانشگاهی ایشان بود.

همچنین استاد در هیأت تحریریه مجلات (مجله علوم وزارت علوم و آموزش عالی، نشریه علمی وزارت معادن و فلزات) و شوراهای علمی زمین شناسی (کمیته تخصصی زمین شناسی و شورای پژوهشهای زمین شناسی وزارت علوم) عضویت موثر داشتند.

در دوران دفاع مقدس، ایشان مشاور فنی زمین شناسی کمیته آب (1363 تا 1368) و مسئول علمی و فنی واحد پشتیبانی جنگ سازمان زمین شناسی (1366 تا 1368) بودند. در سال 1370 مشاور فنی طرح پژوهشی زلزله شناسی یونسکو و وزارت مسکن و شهرسازی را برعهده داشتند. همچنین دکتر مشاور کمیته ملی کاهش بلایای طبیعی وزارت کشور در سال های 1372 تا 1374 بودند. از سال 1375 تا 1386 به عنوان مدیرعامل موسسه تحقیقات علوم و فنون زمین را فعالیت کردند. در بخش صنعتی نیز آقای دکتر عضو گروه موسس و کارشناسان ارشد شرکت پارس کانی (1380 تا 1391) بودند.

استاد نوگل سادات با بیش از 40 سال تحقیق و پژوهش در بسیاری از طرح های زمین شناسی (گیلان، کرمان، سیستان و بلوچستان) و تهیه نقشه های زمین شناسی (بزمان و مریوان) فعالیت داشتند. یکی از ماندگارترین آثار ایشان که در بین زمین شناسان شاخص است تهیه نقشه تکتونیک ایران و پهنه بندی ساختاری ایران (1993) می باشد که نشان از اشراف علمی ایشان نسبت به زمین شناسی ایران داشت.

بدون تردید آقای دکتر میرعلی اکبر نوگل سادات از برجسته ترین زمین شناسان نوین ایران بود. نام و یاد دکتر نوگل سادات به واسطه زحمات ایشان در زمینه زمین شناسی و تکتونیک ایران همواره زنده خواهد ماند.

 پهنه بندی ساختاری سرزمین ایران (نوگل سادات 1993)

زاگرس: حوضه رسوبی یا کمربند کوهزایی؟!

آیا زاگرس یک حوضه رسوبی است؟ آیا کاربرد حوضه زاگرس (Zagros Basin) در نوشته های علمی صحیح است؟ در مطالعه تعدادی از مقالات مختلف متوجه شدم که برخی از اصطلاح "حوضه زاگرس" استفاده می کنند. باید متذکر شوم که کاربرد این اصطلاح صحیح و علمی نیست. مفهوم حوضه عمدتاً به یک فروافتادگی پرشده با رسوبات ضخیم در پوسته زمین (روی پی سنگ) اطلاق می شود. به عبارت علمی تر حوضه رسوبی مکانی با سوبسیدانس ناحیه ای (در مقیاس صدها کیلومتر) و طولانی مدت می باشد که موجب تجمع و حفظ رسوبات می شود. لذا حوضه رسوبی نتیجه رخدادهای مهم تغییر شکل پوسته است. هر حوضه با ویژگی های زمانی، ابعاد و نوع رسوبات شناخته می شود و دارای حاشیه قابل تعریف است. مکانیسم های مختلفی در ایجاد این سوبسیدانس نقش دارند که به دلیل ریفتی شدن، خم شدگی و سرد شدن لیتوسفر می باشد. حوضه های رسوبی بر اساس جایگاه یا محیط تکتونیکی و مکانیسم سوبسیدانس قابل تقسیم بندی هستند. این مفهوم را نباید با ایالت هیدروکربوری (Petroleum province) و یا کمربند کوهزایی (Orogenic belt) که به ترتیب مفاهیمی جغرافیایی و ساختاری است اشتباه گرفت. حوضه پاریس و حوضه ویلستون مثال هایی از حوضه رسوبی است.

ناحیه زاگرس به بخشی از کوهزایی نوع آلپی در ایران گفته می شود که تشکیل دهنده نوار کوهزایی با جهت گیری شمال غربی و جنوب شرقی است. این ناحیه در طول زمان تحول تکتونیکی و تاریخچه رسوبگذاری متفاوتی داشته است. روندهای ساختاری مهم این ناحیه با رخدادهای تکتونیکی پرکامبرین پسین شکل می گیرد و در ادوار مختلف ماهیت متفاوتی به لحاظ تکتونیکی و رسوبگذاری می یابد. این ناحیه سیستم کششی (اینفراکامبرین تا کامبرین پیشین)، حاشیه غیرفعال و پلتفرمی پالئوتتیس (کامبرین تا کربنیفر)، ریفتی شدن (پرمین-تریاس)، حاشیه غیرفعال نئوتتیس (تریاس تا کرتاسه میانی)، فورلندی و برخوردی (کرتاسه پسین تا حال) تجربه کرده است. اگرچه نتیجه این تغییرات تکتونیکی رسوبگذاری رسوبات ضخیم است ولی این رسوبات در یک محیط تکتونیکی با سوبسیدانس پیوسته توسعه نیافته اند. از طرفی دیگر این رخداد صرفاً محدود به جغرافیای ایران و زاگرس نبوده است. بنابراین استفاده از اصطلاح حوضه زاگرس (Zagros Basin) اشاره به زمان، محدوده جغرافیایی و رسوبات خاصی ندارد. به عبارت دیگر ناحیه زاگرس در ادوار مختلف ناحیه ای با رسوبگذاری (خشکی و دریایی)، خشکی زایی و حتی کوهزایی بوده است.

اصطلاح "حوضه پروفورلند زاگرس" (Zagros Proforeland Basin) که در ادبیات زمین شناسی رایج شده است به درستی اشاره به زمان پروفورلندی (کرتاسه پسین تا میوسن) این ناحیه دارد. بنابراین در استفاده از این اصطلاحات ملاحظات لازم را انجام دهید.

اگر پانگه آ می ماند

اگر پانگه آ می ماند کشورهای مختلف امروزی مانند تصویر زیر در کنار یکدیگر قرار می گرفتند و ایالت های متحده پانگه آ را تشکیل می دادند. ایران در این شرایط به دو قسمت ایران شمالی و ایران جنوبی تقسیم می شد.

تولد یک اقیانوس

فروافتادگی یا ریفت افر (Afar depression) در شمال اتیوپی، بخشی از خشکی آفریقا محسوب می شود که به آرامی در حال باز شدن و تشکیل پوسته اقیانوسی است. در سال 2005 فوران آتشفشان داباهو (Dabbahu volcano) با یکسری از فعالیت های لرزه ای آغاز شد و پوسته زمین بصورت زیپی شروع به باز شدن کرد. در مدت چند روز شکافی با ابعاد 60 کیلومتر طول و 8 کیلومتر عرض در زمین (کف بیابان) باز شد و در اعماق شکاف ماگمای بازالتی بالا آمد. به نظر می رسد این مکان محل تولد اقیانوس جدید باشد.

نوشتار: چین های استوانه ای و مخروطی

در نوشتار زیر چین های استوانه ای و مخروطی به قلم "آقای مهندس مطیعی" معرفی می شوند و سعی شده است در قالب مفاهیم هندسی مورد مقایسه قرار گیرند. بدیهی است که شناخت چین های استوانه ای و مخروطی و روابط هندسی حاکم بر آنها اهمیت زیادی در تخمین ذخایر درجا در صنعت نفت دارد.

خطای دید در زمین شناسی یا طرفداری ذهنی

یک آزمایش ساده بر روی دوستان زمین شناس و غیرزمین شناس انجام دهید. از آنها درخواست کنید که یک چین رسم کنند. اگر از زمین شناسان خواسته شود که شکل یک چین را بکشند بیش از 90 درصد آنها طاقدیس رسم می کنند. ولی همین درخواست اگر از غیرزمین شناسان صورت گیرد تقریباً 50 درصد طاقدیس و 50 درصد ناودیس رسم می کنند. چرا؟! این مطلب جالب موضوع یک تحقیق روانشناسی است که در یکی از مقالات دیدم. در سال 1976 مقاله ای در ژورنال Nature در مورد خطای دید در زمین شناسی (Visual illusions in geology) توسط پیتر چادویک منتشر شد. او عقیده داشت چشم انسان طاقدیس را مشخص تر از ناودیس می بیند. همچنین چادویک در این مقاله به انواع خطاهای بصری در زمین شناسی از جمله در چارت های درصدگیری اشاره می کند. ولی برخی محققین جدید (جان کوان) معتقدند که دلیل ترسیم طاقدیس توسط زمین شناسان به خاطر تاریخچه تحصیلی و کتاب های درسی آنها است. به این معنی که در کتابهای درسی بیشتر طاقدیس به عنوان چین رسم می شود و بنابراین زمین شناسان مسحور این تبلیغات ناخواسته شده اند. آنها از این طرفداری ذهنی زمین شناسان، نتیجه می گیرند که چگونه زمین شناسان ممکن است تحت تأثیر مدل های مهم زمین شناسی یا یافته های افراد کاریزماتیک علمی زمین شناسی شوند! به این معنی که تمامی فعالیت های آنها به نوعی تحت تأثیر مطالعات قبلی می باشد.

سوپرسکانس های رسوبی زاگرس و سلسله های پادشاهی ایران

دکتر عزت حیدری استاد دانشگاه جکسون از رسوبشناسان برجسته ایران می باشد. او در سال 1976 مدرک کارشناسی زمین شناسی را از دانشگاه تهران، در سال 1981 مدرک M.S از داشنگاه پنسیلوانیا و Ph.D را از دانشگاه لوئیزیانا در سال 1990 دریافت کرده است. تاکنون ایشان مقالات ارزشمندی در زمینه رسوبشناسی چاپ نموده اند. یکی از آثار او بررسی سوپرسکانس های رسوبی زاگرس و مقایسه آن با منحنی تغییرات رده دوم یوستازی است. بر اساس مطالعه ایشان، توالی رسوبی پرکامبرین تا حال زاگرس را می توان به 12 سوپرسکانس تقسیم بندی کرد. او بر اساس سلسله پادشاهان ایرانی، که روزگاری حاکم بر ارتفاعات زاگرس بوده اند، این سوپرسکانس ها را نامگذاری نموده است. سکانس های پالئوزوئیک را بر اساس پادشاهان هخامنشی، مزوزوئیک را بر مبنای اشکانیان و سنوزوئیک را با نام شاهان ساسانی نامگذاری کرده است.

دنیای متفاوت ماسه سنگ ها

تفاوت های بسیاری بین سنگهای کربناتی و آواری وجود دارد که نشأت گرفته از ماهیت ذرات و نحوه تشکیل آنها است. در کربناتی ها، مطالعات میکروسکوپی و تفکیک میکروفاسیس ها (Microfacies) منجر به تعیین محیط رسوبگذاری می شود ولی مطالعه و تعیین کانی شناسی ماسه سنگ ها در قالب پتروفاسیس (Petrofacies) ربطی به محیط رسوبی ندارد بلکه نشان دهنده خاستگاه (Provenance) و رژیم تکتونیکی آن است. در دهه های 1970 و 1980 میلادی، مطالعات زیادی بر روی ارتباط بین پتروفاسیس ها با منشأ ذرات صورت گرفت. از مثلث های با ترکیب کوارتز، فلدسپار و خرده های سنگی (QFL) و آنالیزهای مدال (Modal analysis) برای این منظور استفاده می شد. برای سالیان متمادی بر سر اینکه گوشه های این مثلث را چه کانی هایی باید اشغال کند بحث وجود داشت. عده­ای معتقد بودند که باید به کانی های رسی در این مثلث ها وزن بیشتری داده شود. بنابراین در ماسه سنگ ها، مشخصات کانی شناسی بیشتر انعکاسی از خاستگاه ذرات می باشد نه محیط رسوبگذاری.

زاگرس: کمربند کوهزایی یا حوضه رسوبی؟!

زاگرس در سرزمین ایران، به بخشی از کمربند کوهزایی آلپ تا هیمالیا اطلاق می شود که نتیجه بسته شدن اقیانوس نئوتتیس و چین خوردگی رسوبات آن است. لذا کلمه زاگرس در متون زمین شناسی همیشه با اصطلاح "کمربند چین خورده و تراستی" (Zagros Fold and Thrust Belt, ZFTB) همراه است تا اشاره به ماهیت مورفوتکتونیکی این ناحیه داشته باشد. برخی از نویسندگان از اصطلاح حوضه زاگرس (Zagros Basin) استفاده می کنند که مفهوم حوضه رسوبی را دربر دارد. حوضه رسوبی به ناحیه ای فرو افتاده با سوبسیدانس طولانی مدت اطلاق می شود که موجب رسوبگذاری توالی های ضخیم نسبت به نواحی اطراف می شود. رسوبات مربوط به ناحیه زاگرس در ارتباط با حوضه های کششی و پلتفرمی (پالئوزوئیک)، حاشیه غیرفعال نئوتتیس (پرمین تا کرتاسه پسین) و حوضه پروفورلندی گسترش یافته اند. لذا زاگرس یک ایالت ساختاری یا هیدروکربوری می تواند باشد ولی یک حوضه رسوبی نیست زیرا حوضه مجزایی بنام "زاگرس" در طول زمان زمین شناسی موجب نهشته شدن رسوبات آن نشده است.

داستان ژئوسنکلینال و آقای اردویسین

یکی از سوالات مهم زمین شناسان در اواخر قرن نوزدهم این بود که کوهها چگونه شکل گرفته اند؟! برخی حدس می زدند که کوهها نتیجه سرد شدن زمین و ترک خوردگی پوستی است و برخی دیگر آنرا به انبساط زمین نسبت می دادند. زمین شناسان در آن زمان متوجه شدند که هرچه از بخش های مرکزی قاره ها به طرف کمربندهای کوهزایی حرکت می کنند با یک کمربند رسوبات کم عمق مواجه می شوند که همچنانکه ضخامت آن افزایش می یابد به شدت چین خوردگی و بهم ریختگی آن به طرف ارتفاعات کوهها افزایش می یابد. در بخشهای مرتفع و به شدت بهم ریخته، بلوکهای بالا آمده ای از پوسته اقیانوسی نیز رویت می شود و بعد از آن یک تغییر ناگهانی در نوع سنگها ایجاد می شود. این بخش به شدت بهم ریخته، دگرگون شده و دارای رسوبات عمیق حوضه ای بوده و دارای توده های نفوذی و آتشفشانی است. جیمز هال (1859) و سپس شاگردش جیمز دوایت دانا (1873) زمین شناسان آمریکایی، "تئوری ژئوسینکلینال" را برای توضیح کوهها و این آرایش کمربندها مطرح کردند. به این معنی که رسوبگذاری در حوضه های کم عمق شروع می شود و با تجمع رسوبات بصورت ناودیسی، انباشت و افزایش گرما، موجب انبساط حرارتی،ذوب و خروج مجدد بصورت آتشفشان می شود. در سال 1948، جورج مارشال کی (George Marshall Kay) مشهور به آقای اردویسین (Mr. Ordovician، به دلیل مطالعات زیادش در توالی های اردویسین) این تئوری را برای کوههای آمریکای شمالی به کار بست و بر اساس شواهد چینه شناسی انواع محیطها را در ژئوسنکلینال تقسیم کرد. او مفهوم ژئوسنکلینال را برای درک مشاهدات زمین شناسان در کمربندهای کوهزایی تکمیل کرد به این صورت که هر ژئوسنکلینال به دو بخش ائوژئوسنکلینال و میوژئوسنکلینال تقسیم می گردد که توسط یک بالا آمدگی پوسته (ژئوآنتیکلینال) از هم تفکیک می شود. کتاب گژئوسنکلینال های آمریکای شمالی" آقای اردویسین تا به امروز حاوی داده های ارزشمندی است. با مطرح شدن و قبول همگانی پلیت تکتونیک اگرچه تئوری ژئوسنکلینال رو به فراموشی سپرده شد ولی مارشال کی تا آخر عمرش (در سال 1974) کوشید یافته ها و ایده های خود را در مورد حوضه آمریکای شمالی در قالب تئوری جدید پلیت تکتونیک تفسیر مجدد کند.