داستان تقسیم بندی ماسه سنگ ها
تا به امروز بیش از 50 روش برای تقسیم بندی سنگ شناختی ماسه سنگها ارائه شده است. ولی دو روش پتی جان و همکاران (1973) و فولک (1974) بین محققین مقبول واقع شده است. اختلاف این دو روش ، در مسئله منشأ ماتریکس (اولیه یا ثانویه) است.
روش تقسیم بندی پتی جان و همکاران (1973)، تغییر یافته از دات (Robert H. Dott, 1964) می باشد که این روش نیز با کمی تغییر از روش تقسیم بندی گیلبرت (Charles M. Gilbert, 1954) ارئه شده است. اساس این سه تقسیم بندی از مفاهیم مچوریتی بافتی و کانی شناسی نشأت گرفته اند که بوسیله فولک (1951) ارائه شد. در تقسیم بندی گیلبرت وک ها با داشتن بیش از 5 درصد گل (ذرات کمتر از 0.03 میلیمتر) از آرنایت ها جدا می شوند. آرنایت ها نیز بر مبنای میزان سه ذره اصلی کوارتز، فلدسپار و خرده های سنگی به سه خانواده کوارتز آرنایت ها، فلدسپاتیک آرنایت ها و لیتیک آرنایت ها تقسیم می شوند. همچنین او گلسنگ ها را سنگهایی با بیش از 50 درصد گل می دانست. دات (1964) این تقسیم بندی را کمی تغییر داد و مرز 10 درصد ماتریکس را برای جدایش وکها از آرنایت ها و 75 درصد گل را برای جدایش گلسنگها از ماسه سنگها در نظر گرفت. نه سال بعد پتی جان و همکاران (1973) این تقسیم بندی را تغییر داد. پتی جان و همکاران ضمن جای دادن آرکوزها در این دیاگرام تغییراتی مهمی در آن ایجاد کردند.

گیلبرت، 1954

دات،1964

پتی جان و همکاران، 1973
فولک (1974) معتقد بود که اغلب ماتریکس منشأ ثانویه دارد (بویژه در ماسه سنگهای قدیمه)، لذا تلاش بیشتری در تقسیم بندی بر مبنای مچوریتی کانی شناسی نمود و دو خانواده آرکوزها و لیتارنایتها را بصورت جزئی تر تقسیم بندی نمود. امروزه از ترکیبی از این دو روش برای تقسیم بندی ماسه سنگها استفاده می شود.

فولک،1974
مراجع:


