جورج برنارد رینولدز و اکتشاف نفت در ایران

به مناسبت پنجم خرداد و اولین اکتشاف نفت در ایران (مسجد سلیمان)

جورج برنارد رینولدز (1925-1853)، مهندس بازنشسته انگلیسی که توسط ویلیام ناکس دارسی جهت اکتشاف نفت در ایران استخدام شد، به مدت 10 سال در ایران (کوههای زاگرس، از 1901 تا 1911) زندگی و فعالیت کرد. نتیجه سخت کوشی او در تاریخ 5 خرداد 1287 (26 می 1908) با فوران نفت در مسجد سلیمان به نتیجه رسید. بعد از این اکتشاف بزرگ، بی وفایی صنعت نفت بزودی دامن این مهندس پرتلاش و خستگی ناپذیر را گرفت و در ژانویه 1911 (دو سال بعد از کشف نفت در مسجد سلیمان) رینولدز با دریافت یک پاداش اندک (هزار پوند)، درحالیکه حقوق سالانه ای در حدود 1500 پوند داشت، از شرکت نفت برمه اخراج شد! فعالیت های این مهندس حفاری و زمین شناس خودآموخته با این اتفاق پایان نیافت و او بعد از پیوستن به شرکت شل و عزیمت به ونزوئلا، اولین میدان نفتی بزرگ ونزوئلا (1922، میدان لا روزا) را حفاری و کشف کرد. جورج برنارد رینولدز در 23 فوریه 1925 در سن 72 سالگی در اسپانیا درگذشت. بدون شک این مرد با اکتشاف نفت در ایران که به عنوان اولین چاه حفاری شده موفق در خاورمیانه شناخته می شود، برگی تازه در تاریخ ایران و جهان ایجاد کرد و شاید بتوان گفت که برای همیشه تاریخ این ناحیه از دنیا را تغییر داد.

 

نقشه میادین نفتی و گازی ایران (با کیفیت)

چینه شناسی زاگرس قبل از جیمز و وایند (1965)

بسیاری از ما زمین شناسان می دانیم که واحدهای چینه شناسی زاگرس توسط جیمز و وایند (1965) مطالعه و تعریف شده اند. ولی باید اظهار نمود که این دو زمین شناس بزرگ شرکت BP بیشتر به نامگذاری و رسمیت بخشیدن واحدهای سنگ چینه شناسی کمک کردند. در واقع بخش اعظمی از مطالعات چینه شناسی دهه های پیشتر از آن مورد مطالعه قرار گرفته بود. یکی از تلاش های مهم در این زمینه توسط پیتر کنت، اسلینگر و توماس (1951) صورت گرفته است. این زمین شناسان از شرکت BP برش­های مختلف و مهم چینه شناسی زاگرس را مورد شناسایی قرار دادند. ایشان بر مبنای تغییرات رخساره­ای، ماکروفسیل­ها و میکروفسیل­ها (عمدتاً فرامینیفرا) نسبت به جدایش واحدهای مختلف لیتولوژیکی هر دوره پرداختند. چارچوب ایجاد شده چینه شناسی بر این اساس پیش زمینه مهمی برای مطالعات جیمز و وایند (1965) شد. اگرچه پیتر کنت و همکارانش سهم مهمی در بررسی چینه شناسی زاگرس دارند ولی ایشان بیشتر بر اساس پژوهش­هایش بر روی نمک های هرمز شناخته می شود. این مقاله برای مرور علاقمندان بارگذاری می شود.

 

 

دانلود مقاله "شکستگی های طبیعی در مخازن کربناتی جنوب باختری ایران"

دانلود مقاله

میدان گازی مشترک ایران و انگلیس در دریای شمال

میدان گازی رام یا رهام (Rhum Gas Field) یک میدان گازی فراساحل مشترک بین ایران و انگلیس است که در ۴۰۰ کیلومتری شهر ابردین در آب‌های ساحلی اسکاتلند در دریای شمال قرار دارد. قرارداد اکتشاف این میدان در سال ۱۹۷۳ منعقد شد در سال ۱۹۷۷ به کشف میدان انجامید ولی به دلیل مشکلات فنی پیچیده استخراج گاز از این میدان، استخراج آن تا سال ۲۰۰۶ به طول انجامید. شرکت انگلیسی بریتیش پترولیوم (BP) و شرکت ملی نفت ایران است هر یک مالک ۵۰ درصد از میدان گازی رهام  در دریای شمال است.

کارشناسان بی.پی معتقدند این میدان ۱۳۵ میلیون بشکه نفت خام و ۸۰۰ میلیون فوت مکعب گاز طبیعی را در خود جای داده است. بنابر آمار دیگری، این میدان توانایی تولید ۱۹۰ میلیون فوت مکعب گاز در روز را دارد که می‌تواند پنج درصد از نیاز روزانه انگلستان را تأمین کند.

تولید گاز از این میدان از سال ۲٠٠۵ تا ۲٠١٠ میلادی روزانه حدود ۴.۵ میلیون مترمکعب بوده است که در سال ۲٠١٠ دولت انگلستان به دلیل اعمال تحریم علیه ایران، تولید گاز از این میدان را متوقف کرد. عملیات استخراج مشترک از این میدان از نوامبر ۲۰۱۰ و در پی تصویب تحریم‌های تصویبی اتحادیه اروپا علیه صنایع نفت و گاز ایران تا اکتبر ۲۰۱۴ متوقف شده بود.

میدان گورزین

میدان گورزین در جزیره قشم واقع شده است و واجد گاز در سازند آسماری است. سازند آسماری در این میدان به سه زون تقسیم می شود. در جریان مغزه گیری کامل از سازند آسماری آنرا در طی دو سال گذشته مطالعه کردم. ضخامت این سازند در میدان یاد شده بیش از 170 متر می باشد که با لایه های ناتراوای انیدریتی و مارنی سازند گچساران پوشیده می شود. لیتولوژی غالب آن آهکی با میان لایه های شیل، مارن و سنگ آهک رسی است. دولومیتی شدن در رخساره ها گسترش چندانی ندارد. این سازند از چهار سکانس رسوبی تشکیل شده است و دارای یک روند کلی رسوبی به طرف بالا کم عمق شو است. رخساره های گرینستون اوئیدی انحلال یافته در بخش مرکزی اصلی ترین بخش های تولیدی این مخزن می باشند. وجود رخساره های غنی از قطعات درشت مرجانی از ویژگی های بخش های تحتانی این سازند است.

میدان سلمان

میدان سلمان یک میدان مشترک با امارات در آبهای خلیج فارس است. بخش عربی این میدان با نام میدان ابولبخوش شناخته می شود. این میدان دارای نفت در افقهای کربناتی کرتاسه زیرین (معادل فهلیان، با نام بوئیب) و گاز در بخش فوقانی سازند دالان و سازند کنگان است. اخیراً پتانسیل نفتی سازند شعیبا نیز مورد بررسی قرار گرفته است. مغزه های مربوط به کرتاسه زیرین، معادلهای سازندهای فهلیان، گدوان و داریان را در این میدان در سه سال اخیر بررسی نموده ام. کربناتی های نئوکومین که به اشتباه با نام بوئیب در این میدان شهرت دارند متشکل از سیکل های کم عمق کربناته می باشد که با رخساره های متخلخل لیتوکودیومی با عوارض میکروکارستی پوشیده می شود. این بخش های تشکیل دهنده زون های اصلی مخزنی در افق بوئیب می باشند. در سازند شعیبا نیز رخساره های لیتوکودیومی نیز اهمیت مخزنی فراوانی دارد، اگرچه به نظر شکستگی هم در این سنگ مخزن مهم می باشد.

میدان رشادت

میدان نفتی رشادت ما بین میادین بلال، رسالت و سلمان در آب های خلیج فارس واقع شده است. این میدان در سازندهای عرب (سورمه فوقانی) و شعیبا (داریان) حاوی نفت می باشد. مغزه های این میدان در سال 1392-1394 مطالعه کردم. سازند عرب همانند دیگر مخازن عرب دارای تقسیم بندی چهار بخشی لیتولوژیکی و سیکلی است. این سیکل­های سابخایی با گرینستون های اوئیدی متخلخل و دولومیتی شده شروع، با رخساره های میکروبیالیتی و لاگونی ادامه و با توالی های ضخیم انیدریتی پوشیده می شود. اگرچه سیکل D برخلاف مخازن عرب منطقه، در این میدان دارای نفت نبوده و آبده می باشد. آهکهای به طرف بالا عمق شو سازند شعیبا در این میدان بر روی شیل های هاوار توسعه یافته است. این سازند با رخساره های ضخیم پشته جلبکی (لیتوکودیومی) شروع می شود و در ادامه به ترتیب با رخساره های اربیتولینی و پلاژیک پوشیده می شود. وجود گسل با برش گسلی در بخش فوقانی سازند شعیبا از موضوعات جالبی بود که در حین مطالعه مغزه ها مشخص شد. همچنین مشخص گردید که بخش های گل غالب فوقانی این سازند با داشتن تخلخل میکروسکوپی زون های اصلی تولیدی می باشند.

میدان ابوذر

این میدان در شمال غربی خلیج فارس و در مجاورت میادین نوروز، آرش و سروش قرار دارند. سازندهای آسماری (بویژه بخش ماسه ای میانی، غار و کربناته فوقانی) و بخش فوقانی سازند جهرم (دمام) سنگ مخزن اصلی این میدان است. مغزه های این میدان را از سال 1392 شروع به مطالعه کردم. عمق پایین مخازن (کمتر از هزار متر) موجب شده که این توالی ها بخوبی تحجیر نشوند. بخش کربناته فوقانی آسماری که بطور بخشی دولومیتی شده متشکل از رخساره های کم عمق دریایی است و تبخیری های سازند گچساران سنگ پوش آنرا تشکیل می دهد. بخش ماسه ای غار به عنوان مهمترین بخش مخزنی این میدان توسط رخساره های تبخیری قاعده کربناته فوقانی پوشیده می شود. تفکیک مرز بین بخش کربناته تحتانی آسماری و سازند جهرم از چالش های اصلی این میدان می باشد. رخساره های دولومیتی شده و میکروبیالیتی در بخش فوقانی سازند جهرم گسترش دارند و با ظاهر آهک گچی حاوی حفرات انحلالی و درون شبکه ای می باشند.

کتاب حوضه های رسوبی و زمین شناسی نفت خاورمیانه

کتاب حوضه های رسوبی و زمین شناسی نفت خاورمیانه (Sedimentary Basins and Petroleum Geology of the Middle East) نوشته الشرحان و نایرن در سال 1997 است. این کتاب بر اساس سیکل های اسلاس، توالی های رسوبی ادوار مختلف، پتانسیل هیدروکربوری آنها و مخازن مهم را در کشورهای خاورمیانه (عمدتاً پلیت عربی) مورد ارزیابی قرار می دهد.