زمین شناسی علمی بر مبنای مشاهده، مقایسه و تفسیر است و کمتر از آزمون و داده های تجربی در آن استفاده می شود. این موضوع یکی از مهمترین ریشه های اختلاف نظر در بین زمین شناسان است. در حین تاریخ تکامل این علم، زمین شناسان به جدال های مختلفی با مذهبیون، سیاسیون و طبیعیون پرداخته اند. از طرفی ضعف در مهارتهای ارتباطی و گفتگو باعث شده که جوامع زمین شناسی عمدتاً با مشکل "بحث و جدل" بجای گفتگو و تبادل افکار روبرو باشند. این بحث ها و اختلاف دیدگاه ها فرهنگ خاصی در میان دوستان و همکاران زمین شناسی ایجاد کرده و موجب منزوی شدن برخی از بزرگان این علم شده است. کشور ما نیز از این موضوع مستثنا نیست. بسیار شاهد این بودیم که در ادارات و سازمانهای مختلف، جلسات و گروهای علمی بحث و جدل موجب دلخوری همکاران شده است. نباید فراموش کنیم که در چنین علم تفسیری ممکن است هر فرد عقاید مختلف و دلایل گوناگون داشته باشد.
دکتر هلاکویی در مورد دلایل روانشناختی اختلاف در گفتگوها می گوید: "یک دلیل اینکه برخی آدمها درگفتگو با یکدیگر برسر باورهایشان می جنگند این است که باورها و عقایدشان را جزئی از وجود خود و غیر قابل تغییر می دانند و بدین ترتیب اگر کسی با عقیده آنها مخالف باشد انگار با موجودیت آنها مخالف است پس احساس خطر کرده و با او درمی افتند اما باور وعقیده متعلق به هیچ کس نیست، همانطور که زبان متعلق به کسی نبوده و توسط شخصی به وجود نیامده است، باورها و اعتقادات مجموعه ای از افکار درست و غلط هستند که ما آنها را به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از دیگران کسب کرده ایم و حالا، عاقلانه آن است که در گفتگوهایمان به جای دفاع از باورهایی که مال ما نیستند، درست و غلط بودن آنها را مورد سنجش و توجه قرار دهیم.
نوع مثبت گفتگو، گفتگوی برابر و هم سطح است، درچنین گفتگویی فرد ذهنیتش به این صورت است که من نظروعقیده ای دارم که ممکن است درست یا اشتباه باشد و میخواهم آن را با تویی که برای من مهم هستی در میان بگذارم تا بدانم: نظر تو درآن باره چیست؟ و پس از آن، خودم چگونه به موضوع می نگرم؟ در این نوع گفتگو ذهنیت فرد اینگونه نیست که من همه چیز را می دانم، درنتیجه یا از شنیدن صحبتهای طرف مقابل دوری کند و یا به جای کوشش در فهمیدن حرفهای او، درپی ایراد گرفتن و اصلاح کردنش باشد، بلکه پس ازبیان نظرخود، بی طرفانه به صحبتهای طرف مقابل گوش داده و درهمان هنگام هم به آنها می اندیشد به دور از حدس و گمان و پیش داوری، اگر ابهامی در صحبتها وجود داشته باشد درباره آن سئوال می پرسد، در نهایت برای خود و دیگری این حق را قائل است که هرفکر و باوری را که خود درست می پندارند، انتخاب کنند.
مخالفت با من، دشمنی با من نیست. هر انسانی می تواند و باید دیدی تازه و بدیع و مختلف داشته باشد و این همان چیزی است که دنیای ما را نه تنها زیباتر و زیستنی تر، که پیشرونده تر و رو به ترقی و تکامل تر می گرداند. جهان محل دیالکتیک و مواجه افکار متفاوت است و همه انسان ها آزادند و مختار به ابراز آن چه خوب و درست و مناسب و مفید می دانند."