داستان ژئوسنکلینال و آقای اردویسین
یکی از سوالات مهم زمین شناسان در اواخر قرن نوزدهم این بود که کوهها چگونه شکل گرفته اند؟! برخی حدس می زدند که کوهها نتیجه سرد شدن زمین و ترک خوردگی پوستی است و برخی دیگر آنرا به انبساط زمین نسبت می دادند. زمین شناسان در آن زمان متوجه شدند که هرچه از بخش های مرکزی قاره ها به طرف کمربندهای کوهزایی حرکت می کنند با یک کمربند رسوبات کم عمق مواجه می شوند که همچنانکه ضخامت آن افزایش می یابد به شدت چین خوردگی و بهم ریختگی آن به طرف ارتفاعات کوهها افزایش می یابد. در بخشهای مرتفع و به شدت بهم ریخته، بلوکهای بالا آمده ای از پوسته اقیانوسی نیز رویت می شود و بعد از آن یک تغییر ناگهانی در نوع سنگها ایجاد می شود. این بخش به شدت بهم ریخته، دگرگون شده و دارای رسوبات عمیق حوضه ای بوده و دارای توده های نفوذی و آتشفشانی است. جیمز هال (1859) و سپس شاگردش جیمز دوایت دانا (1873) زمین شناسان آمریکایی، "تئوری ژئوسینکلینال" را برای توضیح کوهها و این آرایش کمربندها مطرح کردند. به این معنی که رسوبگذاری در حوضه های کم عمق شروع می شود و با تجمع رسوبات بصورت ناودیسی، انباشت و افزایش گرما، موجب انبساط حرارتی،ذوب و خروج مجدد بصورت آتشفشان می شود. در سال 1948، جورج مارشال کی (George Marshall Kay) مشهور به آقای اردویسین (Mr. Ordovician، به دلیل مطالعات زیادش در توالی های اردویسین) این تئوری را برای کوههای آمریکای شمالی به کار بست و بر اساس شواهد چینه شناسی انواع محیطها را در ژئوسنکلینال تقسیم کرد. او مفهوم ژئوسنکلینال را برای درک مشاهدات زمین شناسان در کمربندهای کوهزایی تکمیل کرد به این صورت که هر ژئوسنکلینال به دو بخش ائوژئوسنکلینال و میوژئوسنکلینال تقسیم می گردد که توسط یک بالا آمدگی پوسته (ژئوآنتیکلینال) از هم تفکیک می شود. کتاب گژئوسنکلینال های آمریکای شمالی" آقای اردویسین تا به امروز حاوی داده های ارزشمندی است. با مطرح شدن و قبول همگانی پلیت تکتونیک اگرچه تئوری ژئوسنکلینال رو به فراموشی سپرده شد ولی مارشال کی تا آخر عمرش (در سال 1974) کوشید یافته ها و ایده های خود را در مورد حوضه آمریکای شمالی در قالب تئوری جدید پلیت تکتونیک تفسیر مجدد کند.
