شلف یا رمپ کربناتی: مسئله این است؟
در نیمه دوم قرن بیستم محیط های کم عمق کربناته دریایی مورد توجه و مطالعه رسوبشناسان قرار گرفت. جیمز لی ویلسون (1974) سعی کرد محیط های کربناته فانروزوئیک را براساس نه کمربند رخساره ای و 24 میکروفاسیس استاندارد توصیف کند. مدل شلف کربناته او بسیار متأثر از محیطهای کربناته سنوزوئیک با ریف های سدی مرجانی و لذا برای همه پلتفرم های کربناته کاربردی نبود. به دلایل محدودیت های مدل ویلسون، واین ام اهر (1973) مدل رمپ کربناته را جایگزینی برای مدل ویلسون ارائه کرد. مدلی که بیشتر برای توالی های کربناته فاقد ریف سدی و با شیب کم ادوار گذشته قابل استفاده بود. این مدل ها بیش از یک دهه مورد استفاده و بحث بین رسوبشناسان بود تا اینکه این مدلها توسط فرد رید (1985) مرور و انواع مختلفی از آنها معرفی شد. امروزه طیف وسیعی از محیط های کربناته کم عمق از رمپ تک شیب کربناته تا شلف لبه دار شناخته شده است. در سال 2001، لوئیس پومار عوامل موثر در شکل گیری و تحول پلتفرم های کربناته را بررسی کرده است. این چهار تن اثر مهمی در توسعه دانش ما در مورد پلتفرم های کربناته داشتند. برای سالیان متمادی هدف اصلی مطالعات رسوبشناسی تعیین نوع پلتفرم کربناته (شلف یا رمپ) بوده است ولی آیا فقط مسئله این است؟!
Wilson (1974) Characteristics of Carbonate-Platform Margins
Ahr (1973) The carbonate ramp: an alternative to the shelf model
Read (1985) Carbonate Platform Facies models
Pomar (2001) Types of carbonate platforms: a genetic approach