داستان سکانس استراتیگرافی: از سکانس تا مدل یوستازی
عناصر سکانس استراتیگرافی، بسیار پیشتر از اینکه به این نام مطرح باشد، برای زمین شناسان و ژئوفیزیست ها شناسایی شده بود. مفاهیمی مانند سیکلهای رسوبی، ناپیوستگی و مجموعه لایه ها از جمله این عناصر بود. مفهوم ناپیوستگی های همسن جهانی در بردارنده سکانس توسط لورنس اسلاس در 1963 مطرح شد. یک سال بعد هری ویلر مفهوم سطح اساس را تحول داد و دیاگرام زمان-چینه شناسی معرفی نمود که بعدها در تفسیر معماری چینه ها بسیار مفید واقع شد. هرچند اسلاس به سختی از کار او انتقاد کرد. پیتر ویل دانشجوی دکتری اسلاس بود و مفاهیم اسلاس را به شرکت تحقیقی تولیدی اکسون برد، جاییکه هزاران کیلومتر اطلاعات سایزمیک فراساحلی وجود داشت. در اوایل دهه 1970 ویل ایده های خود را توسعه داد و معماری سکانسی را با طرح های رسوبی، چاهها و مقاطع رخنمونی تعیین سن شده تلفیق کرد. در سال 1977، ویل با کمک همکاران، مدل حلزونی (Slug model) سکانسی را با تصور تغییرات سینوسی سطح آب دریا ارائه کرد. مکتب اکسون در سکانس استراتیگرافی مفاهیم، تعاریف و واژه های جدیدی ارائه کرد. سکانس استراتیگرافی برای ژئوفیزیست ها کاربرد های جدیدی برای تفسیر زمانی مقاطع لرزه ای ایجاد کرد. در سال 1987 یک مدل جهانی (یوستازی) برای تغییرات سطح آب دریاهای مزوزوئیک و سنوزوئیک توسط بلال حق ارائه شد. در انتهای دهه 1980 و ابتدای 1990، روش اکسون در چندین کتاب و مقاله کلیدی استفاده گردید و انتقادهایی بر روش آنها وارد شد. بر همین اساس محققین روشهای عملی جایگزینی برای استفاده این روش در بخش های به طرف دریای حوضه پیشنهاد کردند. در دهه 1990 و 2000 بحث های سکانس استراتیگرافی رشد کرد. در سال 2006، اکتاوین کاتانینو مکاتب و بحث های مطرح در زمینه سکانس استراتیگرافی را مرور کرد و بعداً کوشید تا آن را از پراکندگی لغوی نجات دهد. در اواخر دهه 2000 و اوایل 2010 کوشش های در زمینه ارائه مدل های جدید یوستازی صورت گرفت و داستان همچنان ادامه دارد ...
