سبک های مختلف سکانس استراتیگرافی
تقریباً سه دهه از ارائه اولین مدل سکانس استراتیگرافی (Exxon Sequence Model) گذشته است. کاربرد این روش در سالهای بعد محدودیت ها و نقاط ضعف آنرا در بخش های مختلف حوضه رسوبی مشخص کرد و برخی از محققین را مجاب به ارائه روش های جدید نمود. امروزه سه مدل سکانسی مطرح شده است که هر یک دارای سطوح جدایشی، سیستم ترکت ها و اصطلاح شناسی خاص خود است. نباید اصطلاحات این روش ها را با اصطلاحات سایزمیک استراتیگرافی (Seismic stratigraphy) اشتباه گرفت. در مدل سکانسی اکسون ارائه شده در سال 1988، هر سکانس رسوبی (depositional sequences) مرکب از سه سیستم ترکت معرفی شد. در سال 1992 توسط هانت و تاکر (Hunt and Tucker) بهبود بخشیده شد و FRST به عنوان چهارمین سیستم ترکت معرفی و تعریف شد. در سال 1989، گلووی (Galloway) اظهار داشت که کاربرد روش اکسون در بخش های عمیق حوضه که فاقد آثار و عوارض سطوح ناپیوستگی است، مقدور نیست. ایشان جدایش سکانس های را به روش سکانس ژنتیکی (genetic sequences) پیشنهاد کرد که در آن هر سکانس با دو سطح حداکثر غرقابی (MFS) تفکیک می شود. زیرا این سطوح در رخساره های عمیق بهتر از سطوح ناپیوستگی قابل شناسایی است. در سال 1992، امبری و جانسن (Embry & Johannessen) عنوان کردند که مفاهیم ارائه شده در مدل اکسون بسیار تئوریک است و در عمل همواره قابل اجرا نیست. او مدل سکانسی پیشروی-پسروی (T-R sequence) را پیشنهاد کرد که در آن هر سکانس با سطوح مرکب تفکیک می شود زیرا در حاشیه حوضه امکان تفکیک سطح سکانسی و سطح پیشروی وجود ندارد. کاتانینو این روش ها را مرور کرده است و بیان می کنند: " همه این روش های صحیح می باشند اگر بهترین سازگاری را با داده داشته باشد."
