خلیج فارس قلب انرژی دنیا است. برخی برآوردها نشان می دهد این خلیج یک چهارم نفت دنیا را تأمین می کند. علاوه بر وجود بیش از صد مخزن نفتی و گازی، بخش اعظم نفت صادراتی از طریق این آبراه صورت می گیرد. قریب به 10 درصد ذخایر درجای نفتی و 72 درصد منابع درجای گازی ایران در این خلیج می باشد (پایان نامه دکتری بنده). طی یک دهه گذشته مخازن مختلفی را در این حوضه مطالعه کردم. میادین پارس جنوبی، بلال، گلشن، فردوسی، ابوذر، سروش، سلمان، رشادت، بلال، مجموعه میادین سیری، هنگام، فروزان، گورزین، پارس شمالی و هندیجان از جمله این مخازن است.

بطور کلی حوضه خلیج فارس به لحاظ تکتونیکی و چینه شناسی از ناحیه زاگرس متفاوت است. با وجود پیشرفتهای زمین شناسی همچنان تعریف قابل قبولی از واحدهای چینه شناسی و نامگذاری آنها وجود ندارد. روابط چینه شناسی و سن آنها نیز با ابهاماتی روبرو است. در واقع تفاوت مهمی در مورد تاریخچه تحول زمین شناسی در بخش غربی، میانی و شرقی است.

در بخش غربی مخازن عمدتاً نفتی و در ارتباط طاقدیسهای در راستای خطواره های شمالی-جنوبی عربی است. نفت در این بخش غالباً در رخساره های ماسه ای و ماسه سنگی سازند بورگان (کرتاسه میانی) و غار (الیگومیوسن) می باشد. بخش میانی یا کمان قطر-فارس با ذخایر عظیم گازی در کربناته های پرموتریاس (دالان-کنگان) شهرت جهانی دارد. در بخش شرقی مخازن نفتی عمدتاً در کربناته های ژوراسیک و کرتاسه (بخصوص عرب و میشریف) است که غالباً در ارتباط با تله های گنبد نمکی (هرمز) است.