مقایسه سکانس استراتیگرافی با تلفیق مطالعه مغزه تعیین سن با ایزوتوپ استرانسیم و روش سیکلولاگ
با توجه به سوالات مطرح شده در زمینه روش سیکلولاگ و ارتباط آن با تعیین سطوح سکانسی، یک مطالعه مقایسه ای موردی در اینجا بررسی می شود. البته باید متذکر شوم که اینجانب روش نرم افزار سیکلولاگ را تنها بعنوان یک روش تطابق بین چاهی قبول دارم و با وجود اطلاعات رسوبشناسی بویژه مغزه های حفاری استفاده از این روش را توصیه نمی کنم.
در مثال زیر، سطوح سکانسی تعیین شده توسط تلفیق اطلاعات رسوبشناسی، فسیل شناسی و ایزوتوپ استرانسیم که توسط اهرنبرگ و همکاران (2007) در چاه شماره 19 میدان اهواز انجام شده است و از صحت و اعتبار بالایی برخوردار است با روش نرم افزار سیکلولاگ مقایسه شده است. نتایج حاصل نیاز به توضیح ندارد و ناگفته مشخص است که نقاط NBS در منحنی INPEFA همچنان که نیو و همکاران (2014) ذکر می کنند با مرزهای سکانسی و نقاط PBS با حداکثر سطح غرقابی (MFS) تطابق دارد. البته عدم تطابق بسیار ناچیزی نیز وجود دارد که ممکن است در ارتباط با شیفت مغزه های حفاری با لاگ گاما باشد.
تجربه شخصی بنده در موارد متعدد دیگر نشان می دهد که انطباق این نقاط با سطوح کلیدی سکانسی ممکن است در مواردی بسیار خوب و در مواردی بسیار مشکل ساز باشد. زیرا موارد متعددی مانند نوع سیستم رسوبی، نوع دیاژنزی، سبک سکانس استراتیگرافی، خطاهای لاگ گیری و غیره ممکن است در این روش ایجاد خطا کند. لذا مجددا بنده توصیه می کنم در مواردی که داده نمونه سنگی موجود نیست دست به گریبان چنین روش هایی شوید.
