تخلخل: نگاه ژنتیکی در مقابل نگاه پتروفیزیکی

از دیرباز دو نگرش به سیستم حفرات در سنگهای کربناتی وجود داشت. نگرش ژنتیکی که عمدتاً توسط زمین شناسان نفت و پتروگرافرهای کربناتی مانند چوکت و پری (1970) و اهر (2008) ارائه شده است و بیشتر جنبه اکتشافی دارد. بدین معنی که با شناخت نوع و درک نحوه تشکیل و توزیع حفرات می توان مدلهای اکتشافی ارائه نمود. در حالیکه پتروفیزیستها و مهندسین نفت نگاه پتروفیزیکی و مخزنی به حفرات داشته اند و رفتار مخزنی و تولیدی سیستم حفرات برایشان اهمیت داشته است. لذا ژئومتری حفرات و خواص جریان حفرات سنگ از این نگاه آنها حایز اهمیت می باشد. طبقه بندی های آرچی (1952) و لوسیا (1995) نتیجه این نوع نگرش بوده است. در سال های گذشته برخی از محققین کوشیدند که با تلفیق این دو نگرش طبقه بندی جدیدی ارائه نمایند که هم جنبه توصیفی و اکتشافی داشته باشد و هم جنبه نیمه کمی و تولیدی. لونی (Lønøy, 2006) با ارائه تقسیم بندی تخلخل جدیدی بر مبنای نوع، اندازه و نحوه پراکندگی حفرات سعی کرد این دو جنبه را لحاظ کند. ولی به نظر می رسد تقسیم بندی او از دیدگاه صنعتی سهولت استفاده نداشته باشد. با این وجود تلاش ها در این زمینه همچنان ادامه دارد.