ظهور منابع جدید و غیرمتعارف هیدروکربوری در سالهای اخیر چالش های جدیدی برای روش های سنتی ارزیابی های پتروفیزیکی ایجاد کرده است. از گذشته لاگهای لیتولوژیکی مانند گاما (طبیعی و طیفی)، SP و دیگر لاگها بصورت معمول برای تعیین لیتولوژی سازند استفاده می شد. تعیین لیتولوژی برای محاسبه تخلخل در لاگهای تخلخل و فاکتور سازند اهمیت داشت. فاکتور سازند نیز برای تخمین آب اشباع شدگی بسیار ضروری است زیرا تعیین کننده اشباع شدگی هیدروکربور و میزان کل ذخیره است. در سازندهایی با تغییرات واضح لیتولوژیکی (ماسه سنگ، شیل، سنگ آهک، دولومیت) استفاده از روش های سنتی هنوز کاربرد دارد ولی در سازندهای با لیتولوژی هیبریدی (بیش از دو کانی)، که اصطلاحاً لیتولوژی های سخت (difficult lithologies) نامیده می شود، این امر با دشواری همراه است. ماسه سنگهای شیلی، توالی های مختلط کربناتی-تبخیری، توالی های آذرین، دگرگونی و آذرآواری از جمله این لیتولوژی های سخت است. حال ظهور منابع جدید هیدروکربوری مانند مخازن هیدروکربوری سنگ بستر یا بلورین، شیل گاز/نفت، متان لایه های زغالی و هیدراته های گازی چالش های جدیدی پیش روی پتروفیزیست ها قرار داده است. آیا باید به دنبال روش های مستقیم در ارزیابی های لیتولوژیکی بود؟!